من از زمانی که دانشجوی ارشد بودم، تقریبا حدود پنج شش سال قبل، همیشه دغدغه ی اینو داشتم که رزومه ی خوبی داشته باشم تا بعد از فارغ التحصیلی برام موقعیت های مناسب شغلی ایجاد بشه.همیشه دوست داشتم یه شرایطی فراهم بشه که بتونم اون مهارت هایی رو که به پیشرفتم کمک می کنه از جمله مهارت های پژوهشی و فناوری رو کسب کنم. اون زمان یادمه که علی رغم تلاش بسیاری که داشتم نمی تونستم به اهدافی که می خواستم برسم،چون مسیر رو بلد نبودم. واقعا ضعف عدم وجود افرادی که بتونند توی این مسیر انرژی و تلاش من رو جهت دهی کنند و به بهتر شدن رزومم کمک کنند به شدت حس می شد و اگر بخوام صادقانه بگم، حس سردرگمی داشتم. دانشگاه فقط محدود به یه سری درسا بود که اگر می خواستم به اونا اکتفا کنم، بعد از فارغ التحصیلی هیچ اتفاق مثبتی برام رقم نمی خورد. به هرحال من هرآنچه را که باید تو دوران ارشد انجام می دادم به نحو احسن به پایان رسوندم؛ ولی حس خوبی نداشتم، چون رزومه ی من غیر از پایان نامه و مقاله ی حاصل از اون، هیچ دست آورد دیگه ای نداشت و این برای من که همیشه دنبال بهترین ها بودم راضی کننده نبود. همیشه میگن جوینده یابندس. من از خیلیا مشورت می خواستم؛ اما افرادی که تو زمینه های خودشون توانمند بودند یا درست راهنماییم نمی کردند و یا در یه جاهایی ناامیدم می کردند؛ طوری که تصمیم گرفتم مهاجرت کنم. بله ، منم یه روزی خیلی پیگیر قضیه مهاجرت بودم و حس می کردم توی کشورم نمی تونم به اهدافی که دارم برسم. بین همه تلاش هام، یه روز خیلی اتفاقی یه گروهی به من معرفی شد که تعریفشون رو زیاد شنیده بودم؛ اما حقیقتا فکر می کردم خب من که تجربه و رزومه ای ندارم که بتونم باهاشون همکاری کنم. البته منظورم از همکاری ، کار با درآمد نبود. من به این که کنارشون هم حضور داشته باشم، حس غرور می کردم؛ تا این که یه روز هماهنگ شد و من مصاحبه شدم و چند تا کار رو استارت زدیم و نهایتا با توجه به این که من پرانرژی و به شدت جدی در اهدافم بودم این همکاری ادامه دار شد تا جایی که من شده بودم یکی از اعضای ثابت اون گروه. من با حضور در اون تیم و دیدن افراد توانمند و موفق اون مجموعه، واقعا حس می کردم می تونم به اهدافم برسم. حضور در مجموعه ای که هم جنبه پژوهشی قوی دارند و هم فناوری براشون چیز عجیب و غریبی نبود و خیلی خوب عمل می کردند برام جذابیت داشت. اون زمان به واسطه ی مهارت هایی که کسب کردم، تونستم در آزمون دکترا خوب بدرخشم و رتبه ی یک بشم. هم چنین، شرایطی فراهم شد که بتونم تو یک شرکت دانش بنیان کار کنم و تجربه هام بیشتر بشه. خیلی ها بهم رجوع می کردند که برای تقویت رزومه و کسب مهارت چیکار کنیم . من با تمام وجود درک می کردم که تو دوران دانشجویی، به سبب دانشگاهی که فرد در اون تحصیل می کنه یا به علت نبود افراد توانمند و یا نبود افرادی که به درستی مسیررو نشون بدن، دانشجو ها همیشه دچار سردرگمی هستند و استرس این رو دارند که چه طور و چه گونه مهارت هایی را کسب کنند. آموزش زیاد است ولی کدوم و چه آموزشی می تونه باعث ارتقا افراد بشه؟ بنابراین، من در تمام این مدت رویای داشتن یک آکادمی رو توی سرم می پروروندم. یه مجموعه ای که بتونه بستری رو برای افرادی ایجاد کنه که دنبال کسب مهارت بهتر و بیشتر هستند؛ ولی نمی دونن چه مسیری براشون مناسبتره. به خاطر اینکه همه ی این ها یه روزی دغدغه ی خودم هم بود تصمیم گرفتم در مقطع دکتری تخصصی با اساتید و دانشجویان توانمند و قوی ، تیمی رو تشکیل بدم تا بتونم به دانشجویانی که دغدغه کسب مهارت برای تقویت رزومشون رو دارند، کمکی کرده باشم.
ارادتمند شما
اسما وفادار
مدیرعامل آکادمی آماژن
ما خود را در قبال آموزش صحیح شما مسئول می دانیم. اینکه در پایان هر دوره، هر فرد در آن حیطه به یک متخصص تبدیل شود، جزو ارزش گذاری های تیم خود می دانیم.
چابُک کار کردن و امروزی بودن را مترادف بینظمی نمیدانیم. ما معتقدیم نظم می تواند راندمان کار تیمی را به حداکثر خود برساند.
اهداف تیمی را در جایگاهی بهمراتب بالاتر از اهداف شخصی می دانیم. موفقیتهای شخصی، در سایه یک تیم موفق اتفاق میافتند. برای کار تیمی وقت میگذاریم و اگر نیاز باشد تا به کسی چیزی آموزش دهیم، این کار را بهنحواحسن انجام میدهیم.
شفافیت، صداقت و راستگویی را نهتنها یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی، بلکه مایه ی پیشرفت و موفقیت میدانیم.
انتخاب ما «کار با کیفیت» است. حتی اگر هزاران بار سختتر از اهمالکاری و سهلانگاری در کارها باشد.




